اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

تا حالا خودت رو جاي مامان گذاشتي؟!

اروند در روزهاي برفي تهران - ۷ بهمن ماه ۸۶

شب، داخلي، ۸ بعدازظهر شنبه، ۱۵ دي‌ماه ۸۶
اين ديالوگ بعد از پايان مشق شب و انجام ديكته توسط مامان به اروند، بين او و پدر شكل گرفت كه در اينجا براي ثبت در تاريخ و عبرت آيندگان! بدون كم و كاست آورده مي‌شود:
اروند (با خونسردي): پدر! تا حالا خودت رو جاي مامان گذاشتي؟
پدر(در حالي كه پيداست از شنيدن اين پرسش تعجب كرده): منظورت چيه؟!
اروند: حالا بگو!
پدر: نمي‌دونم … نه … خودت گذاشتي؟!
اروند: آره! من خودم رو جاي مامان گذاشتم …
پدر: خب، چي شد؟
اروند: هيچي مُردم!!
پدر (با تعجب فراوون): چرا مُردي؟!
اروند: آخه از بس كه من بهش حرص مي‌دم!!

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Digg
  • BlinkList
  • Fark
  • Furl
  • NewsVine
  • Reddit
  • Technorati
  • YahooMyWeb

یک نظر درباره “تا حالا خودت رو جاي مامان گذاشتي؟!” داده شده است.

  1. بابای فردا گفت :

    شازده کوچولو !
    تو محشری، یعنی راستش تو بی نظیری

نظر بدهید






اروند با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از darvish.info.