اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

تعریف اروند از مادرجون!

     روز ؛ داخلی ؛ خونه مادرجون!
     پدر زنگ می‌زنه تا از مامانی بپرسه که اروند بالآخره کفش جدیدشو خرید یا نه؟ و مامانی هم می‌گه که سرانجام کفش مورد علاقه‌شو انتخاب کرد و خرید. تلفن که قطع می‌شه، مادرجون (مامان مامانم) رو کرد به من و گفت: آقا اروند، می‌بینی چه پدری داری، زنگ زده ببینه کفش مورد علاقه‌ات رو خریدی یا نه؟ این یعنی که پدر خیلی خوبی داری. مامانت هم که همه‌ی سعی شو کرده تا کفشی که دوست داری رو برات پیدا کنه. باید قدر این پدر و مادر خوب را بدونی.
    اروند: اما من مادرجون خیلی خوبی هم دارم و قدر اونم خیلی می‌دونم!
    دیگه می‌تونید حدس بزنید که مادرجون من با شنیدن این جمله از تنها نوه‌ی خودش چه حال خوشی پیدا کرد …

   این هم چند تا از آخرین آثار هنری که در طول یک هفته گذشته آفریده‌ام:

روی تصویر کلیک کنیدp۶۲۰۰۰۰۳-۱.jpgاز این یکی پدر و مامانی بیشتر خوششون اومد! ماجرای دعوای بین دو ماه! که اون یکی  می‌گه نور من بیشتره!!

Popularity: 45% [?]

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Digg
  • BlinkList
  • Fark
  • Furl
  • NewsVine
  • Reddit
  • Technorati
  • YahooMyWeb

۶ نظر درباره “تعریف اروند از مادرجون!” داده شده است.

  1. پرستووو گفت :

    خوش به حالت که داریشون و قدرشونو میدونی …

  2. کورش گفت :

    اروند جون سلام
    بعد از مدتها اومدم دیدن وبلاگت. ماشالله کلی بزرگتر و عاقلتر شدی و چیزای خوبی یاد گرفتی. برات بهترین آرزوها رو دارم. خداحافظ.

  3. مژگان جمشیدی گفت :

    وای چه نقاشی های قشنگی کشیدی اروند ،‌خیلی عالی است ،‌ تو واقعا هنرمند بزرگی هستی ،‌ امیدوارم یه روز ببینم که مثل استاد کمال الملک هنرمند بزرگی شدی ،‌ راستی چیزی از کمال الملک می دونی ؟! از مامان یا بابا بپرسی بهت می گه ،‌

  4. بابای فردا گفت :

    اگه علم باورش میشد که باید کمی هم وقتش را بیرون آزمایشگاه ها بگذرونه… اگه می دونست که چیز هایی در احساس و کلام وجود داره که شاید راهی برای محاسبه و سنجش براشون تا حالا تعبیه نشده… اگه علم خشک و بی احساس نبود حتما الان با اندازه و مقیاس و معیاری ناب و ویژه با عدد و رقم میگفت که وضعیت درونی، وضعیت احساسی، جوان شدن سلول ها و پرواز و اوج گرفتن مادرجون مقدارش چیست و قبل و بعد از این جمله او دچار چه حال و هوایی شده… ولی مهم اینه که احساس همه اینها را پوشش میده و قلب مادر جون آیینه گواه این لذت جادویی است.

  5. بابای فردا گفت :

    راستی منم با خانم جمشیدی عزیز موافقم، تو واقعا هنرمند بزرگی هستی…

  6. پرستووو گفت :

    اروند جون کجایی؟

    پس چرا نمی نویسی؟

نظر بدهید






اروند با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از darvish.info.
 
Rodney's Search Widget plugged in.