<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: بدون شرح!</title>
	<atom:link href="http://arvand.darvish.info/archives/60/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://arvand.darvish.info/archives/60</link>
	<description>اروند درویش</description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 07:05:36 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
		<item>
		<title>با: ُسپهر سلیمی</title>
		<link>http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-42</link>
		<dc:creator>ُسپهر سلیمی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-42</guid>
		<description>سلام بر اروند عزیز و بابای اروند عزیزش.
اروند جان ما که خیلی وقته از بابا بی خبریم و تشنه مطالبش هستیم. شما از بابا خبر داری؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر اروند عزیز و بابای اروند عزیزش.<br />
اروند جان ما که خیلی وقته از بابا بی خبریم و تشنه مطالبش هستیم. شما از بابا خبر داری؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مخمل بانو</title>
		<link>http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-41</link>
		<dc:creator>مخمل بانو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-41</guid>
		<description>ای وای ...من چرا اسمم رو غلط نوشتم !!!! خاله مخمل بانو هستم  :-)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای وای &#8230;من چرا اسمم رو غلط نوشتم !!!! خاله مخمل بانو هستم  <img src='http://arvand.darvish.info/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مخمل باند</title>
		<link>http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-40</link>
		<dc:creator>مخمل باند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-40</guid>
		<description>اروند جانم خوبی؟ میدونم خاله بی وفایی شدم ...یه کم سرم شلوغه ! ولی حالا اومدم و هر چی رو که عقب مونده بودم خوندم گل پسر. نقاشیهات روز به روز زیباتر و پخته تر میشن . از همه آدم بزرگانه تر هم که برخورد با تارا !!! ای شیطون ... هوای دخترکها رو داشته باش !‌آخه دلاشون مثل برگ همون گلایی که دوست داری نازکه و زودی غصه می خورن !!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اروند جانم خوبی؟ میدونم خاله بی وفایی شدم &#8230;یه کم سرم شلوغه ! ولی حالا اومدم و هر چی رو که عقب مونده بودم خوندم گل پسر. نقاشیهات روز به روز زیباتر و پخته تر میشن . از همه آدم بزرگانه تر هم که برخورد با تارا !!! ای شیطون &#8230; هوای دخترکها رو داشته باش !‌آخه دلاشون مثل برگ همون گلایی که دوست داری نازکه و زودی غصه می خورن !!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مه سا اسلامیه</title>
		<link>http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-39</link>
		<dc:creator>مه سا اسلامیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-39</guid>
		<description>ىرای همینه که میگن وقتی نازکش داری ناز کن. خدا بداد قلب ضعیف دختر ها برسه 10 سال دیگه با این آقا پسر شما!! خدا حفظش کنه.
شاد باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ىرای همینه که میگن وقتی نازکش داری ناز کن. خدا بداد قلب ضعیف دختر ها برسه ۱۰ سال دیگه با این آقا پسر شما!! خدا حفظش کنه.<br />
شاد باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پرستووو</title>
		<link>http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-38</link>
		<dc:creator>پرستووو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-38</guid>
		<description>:)) آخرم خود تارا اومد دنبالت؟ ... چه دختر با معرفتی ه ها ! ... 
اوخی این عکسو ببین :)) اروند چقد جِقِله بودی :دی هنوزم تو این ماشینه جا میشی؟ ... یه عکس الانی با تارا بذار ... : )</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>:)) آخرم خود تارا اومد دنبالت؟ &#8230; چه دختر با معرفتی ه ها ! &#8230;<br />
اوخی این عکسو ببین :)) اروند چقد جِقِله بودی :دی هنوزم تو این ماشینه جا میشی؟ &#8230; یه عکس الانی با تارا بذار &#8230; : )</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بابای فردا</title>
		<link>http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-36</link>
		<dc:creator>بابای فردا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arvand.darvish.info/archives/60#comment-36</guid>
		<description>این عکس را یادمه... بی نظیره... یادم میاد اون اوایل که تازه شناخته بودمت برات می نوشتم که این ماشین آبی برام نقش ماشین زمان را داره و باهاش به کودکی ها سفر می کنم... اما اعتراف می کنم که کودکی من به شیطنت های شیرین تو نبود به خصوص قصه ای مثل بازی با تارا...

چند روزی بود که دلم خیلی خیلی برایت تنگ شده بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این عکس را یادمه&#8230; بی نظیره&#8230; یادم میاد اون اوایل که تازه شناخته بودمت برات می نوشتم که این ماشین آبی برام نقش ماشین زمان را داره و باهاش به کودکی ها سفر می کنم&#8230; اما اعتراف می کنم که کودکی من به شیطنت های شیرین تو نبود به خصوص قصه ای مثل بازی با تارا&#8230;</p>
<p>چند روزی بود که دلم خیلی خیلی برایت تنگ شده بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
