کاری کردم کارستون!
جمعه, تیر ۱۵م, ۱۳۸۶جمعهی گذشته، من و مامانی و پدر با عمه فریبا و عمو سعید و امیر رفتیم قم تا به مامانبزرگ درویش سر بزنیم … چونکه چهار ساله دیگه اون نمیتونه به ما سر بزنه … اونجا که رسیدیم، من و امیر زودی رفتیم بطری آبها رو پر کردیم و سنگ قبر مامانبزرگ رو شستیم، [...]
Popularity: 40% [?]





