اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

بایگانی برای ماه خرداد, ۱۳۸۶

سندی دیگر در مظلومیت «پدرها»!

چهارشنبه, خرداد ۳۰م, ۱۳۸۶

روز؛ داخلی ، ۵ بعدازظهر، خونه‌مون:
اروند: پدر بیا یه مسابقه اجرا کنیم … یاالله از من و مامانی سؤال کن، ببین کی می‌بره!
پدر: باشه، هر سؤال ۱۰ امتیاز، هر کی شد ۱۰۰ امتیاز برده …
و بعد مسابقه شروع می‌شه، تا اینکه می‌رسیم به شناسایی اسم بچه‌ی حیوونا:
پدر: به بچه‌ی گاو چی می‌گن؟
اروند: گوساله
: به بچه‌‌ی [...]

Popularity: 34% [?]

ماجراهای روز بیابان از نگاه اروند!

دوشنبه, خرداد ۲۸م, ۱۳۸۶

 
     اینو که می‌بینید، رئیس رئیس رئیس پدر است که بهش می‌گن: «وزیر» و دیروز به مناسبت روز «مقابله با بیابان‌زایی» داشت برامون سخنرانی می‌کرد؛ ولی اینقدر هوای داخل سالن گرم بود که طفلکی خودش موقور (شاید هم موغور!) اومد و گفت: «احتمالاً چون که می‌خواستن یادآوری کنند بیابان‌‌زایی یعنی چه؟ این سالن را انتخاب [...]

Popularity: 35% [?]

طولانی‌ترین تابلوی نقاشی‌ تمام عمرم!

جمعه, خرداد ۲۵م, ۱۳۸۶

     چند روز پیش – ۲۰ خرداد ماه ۸۶ – مهمان اداره‌ی پدر (باغ ملّی گیاه‌شناسی ایران) بودم؛ منتها با این فرق که اینبار با دعوتنامه اومده بودم! چون که رئیس اداره تصمیم گرفته بود یک گردش علمی برای همه‌ی بچه‌های کارمندای مؤسسه (تحقیقات جنگل‌ها و مراتع) برگزار کنه؛ برای همینه که من و پیام، [...]

Popularity: 41% [?]

گردش در کنار رودخانه‌ی کرج

سه شنبه, خرداد ۱۵م, ۱۳۸۶

     بعدازظهر با مامانی و پدر رفتیم پارک شهید چمران کرج که امسال برخلاف سال‌های گذشته یه فرق اساسی داشت! اونم این که رودخونه‌ای که از کنارش رد می‌شد، هنوز پرآب بود، تازه چه آب زلال و یخی هم داشت! واسه همین هم خیلی از کرجی‌ها، به جای این که در خیابان‌های پارک بچرخند، اومده [...]

Popularity: 33% [?]

چرا آدم‌ها با هم می‌جنگند؟!

دوشنبه, خرداد ۱۴م, ۱۳۸۶

     امروز – ۱۴ خرداد ۸۶- قبل از ظهر داشتم یه کارتونی از تلویزیون نیگاه می‌کردم که در باره‌ی زندگی امام خمینی (ره) بود و بلاهایی که سر طرفداراش می‌اومد و سربازا مردم رو گلوله می‌زدند … خیلی ناراحت شدم؛ چون که تازه‌گی‌ها هر چی فیلم و سریال و کارتون می‌بینم، آخرش توش همه به [...]

Popularity: 44% [?]

تصویری که اروند از چند تا آدم در ذهن خود دارد!

چهارشنبه, خرداد ۹م, ۱۳۸۶

    این آدم‌ها عبارتند از:
   ۱- استاد نقاشی‌اش که پیش‌تر معرف حضور شما بوده است؛
 
   ۲- پدر، مامانی، مادرجون، بابابزرگ جمال و خود اروند در این نقاشی مشخص هستند، شکم پدر کاملاً متمایز و نمایان است!!
 
   ۳- امروز (دوشنبه، ۸ خردادماه ۸۶)، موضوع کلاس نقاشی ما، آدم‌هایی بود که باید به اون‌ها خون داده بشه (بیماران هموفیلی) و [...]

Popularity: 28% [?]

اروند ؛ کوهنوردی که جهان نظیرش را کمتر به خاطر می‌آورد!

چهارشنبه, خرداد ۹م, ۱۳۸۶

 
     همین طور که تو این عکس‌ها می‌بینید، من از یه جاهایی رفتم کارا که به عقل جن هم نمی‌رسید! چونکه بابابزرگ جمال، یه جای دنج پیدا کرده بود که فقط من و اون جاشو بلدیم! تازه من حتا می‌دونم بابابزرگ سیخ‌های کباب و بقیه‌ی وسایل پخت و پز کوهستانی‌شو کجا زیر سنگها قایم می‌کنه!
    [...]

Popularity: 26% [?]

اسپند ؛ چیکار می‌کنه آدم رو؟!

چهارشنبه, خرداد ۹م, ۱۳۸۶

     دیروز از بسکه پسر خوبی بودم! خانوم فیروزمند (همسایه‌ی طبقه‌ی بالایی‌مون) زنگ زد به مامانی و بهش گفت: برا این پسر گلت حتماً اسپند دود کن!
   منم زودی رو کردم به مامانی و ازش پرسیدم: اسپند، آدم رو چیکار می‌کنه؟
   مامانی هم یه چیزایی در مورد قضا بلا گفت که البته من درست چیزی [...]

Popularity: 21% [?]

پایان نخستین دوره کلاس موسیقی اروند!

چهارشنبه, خرداد ۲م, ۱۳۸۶

 
دوشنبه‌ای که گذشت (۳۱ اردیبهشت ماه ۸۶)، آخرین جلسه‌ی آموزش موسیقی من در رشته ضرب (تنبک) در آموزشگاه سارنگ کرج بود. خدائیش آقای بالنده خیلی برامون زحمت کشید و حالا من به راحتی می‌تونم از روی نت، یه عالمه صدای کوک شده و استاندارد از تنبکم درآرم و مامانی و پدر را خوشحالشون کنم. از [...]

Popularity: 29% [?]


اروند با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از darvish.info.