تعریف اروند از مادرجون!
پنجشنبه, تیر ۲۱م, ۱۳۸۶ روز ؛ داخلی ؛ خونه مادرجون!
پدر زنگ میزنه تا از مامانی بپرسه که اروند بالآخره کفش جدیدشو خرید یا نه؟ و مامانی هم میگه که سرانجام کفش مورد علاقهشو انتخاب کرد و خرید. تلفن که قطع میشه، مادرجون (مامان مامانم) رو کرد به من و گفت: آقا اروند، میبینی چه پدری داری، زنگ [...]
Popularity: 43% [?]





