جام باز!
سه شنبه, آبان ۱۵م, ۱۳۸۶اروند یک دفترچه دارد که آن را من و همسرم بسیار دوست داریم. در این دفترچه – که البته میتواند شبیه میلیونها دفترچهی جیبی دیگر باشد – اتفاق فرخندهای را هر از چندگاه شاهد هستیم! درحقیقت، این دفترچهی یادداشت پسری است هفت ساله که هنوز سواد خواندن و [...]





