اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

بایگانی برای ماه آذر, ۱۳۸۶

اروند در آب!

پنجشنبه, آذر ۲۲م, ۱۳۸۶

تقدیم به طرفداران خودم!
 

روز ؛ داخلی ؛ آشپزخانه!
اروند: مامان اون سه تا خط سفید چرا تو سرت بوجود اومده؟!
مامان( درحالی که از دست شلوغ‌کاری‌های اروند کلافه شده): اون سه تا خط سفید نشونه‌ی اینه که چقدر منو حرص می‌دی!
اروند (با خونسردی کامل): اتفاقاً نشون می‌ده که من چقدر کم تو رو حرص می‌دم! وگرنه باید [...]

من چه جوری ، رو بچه‌ام اسم بذارم؟!

دوشنبه, آذر ۱۹م, ۱۳۸۶

 
     دوشنبه هفته پیش داشتیم با مامان از آموزشگاه موسیقی سارنگ برمی‌گشتیم و من سعی می‌کردم به هر زحمتی که هست تابلوی مغازه‌ها رو بخونم و درس روخونی رو تمرین کنم … یه دفعه‌ای آقای راننده‌ی آژانس رو کرد به مامان و گفت: معلومه که این آقا پسر شما هم خودش خیلی به یادگرفتن علاقه [...]

روزهای‌مان را نفروشیم!

یکشنبه, آذر ۴م, ۱۳۸۶

تق تق تق تق بر در زد
بابا از بیرون آمد
رفتم در را وا کردم
شادی رو پیدا کردم
وقتی بابارو دیدم
فوری او را بوسیدم
بابا آمد نان آورد
با لبخندش جان آورد
بابا آمد به به به
مامان خندید قه قه قه
با او روشن شد خانه
او شمع و ما پروانه
    نمی‌دانم چند نفر از مخاطبین این سطور، فرزند کلاس اوّلی دارند [...]



اروند با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از darvish.info.
 
Rodney's Search Widget plugged in.